برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان نوش داروی عشق pdf از الف رشیـدی لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

نویسنده این رمان الف رشیـدی مـیباشـد

موضوع رمان:عاشقانه

خلاصه رمان نوش داروی عشق

 آرمـین مثل همـیشـه سعی کرد قوی و آرام باشـد، و اجازه ندهد طوفانی که در

دلش برپاست نگـاهش را تحت تاثیر قرار دهد، او نمـی‌خـواست پریسا اضطرابش

را بخـواند و ترحمش بیشتر شود! به چشمان غمـگین پریسا نگـاه کرد و دلداری‌اش داد

  نترس! من حالا حالا بیخ ریشتـونم!

 پریسا نگـاهش را گرفت و بغض کرد، به عمه‌اش فکر کرد که در خانه، پای

سفره‌ی صلواتی که پهن کرده با چشمان اشکبار امـیـد خبری خـوب دارد

به اینکه آرمـین  را مثل برادرش دوست مـی‌داشت و با او بزرگ شـده بود و نمـی‌تـوانست

دردش را ببیند، و  برای همـین امروز به اصرار همراهش شـده بود، در

حالی که آرمـین  با اصرار مانع همراهی خانواده‌اش شـده بود

 در سالن انتظار نشستند و منتظر شـدند که نوبتشان بشود پریسا کتاب

دعایش را دردست گرفت و شروع به خـواندن کرد آرمـین

رمان پیشنهادی:دانلود رمان ممنوعه مرضیه یگـانه

قسمت اول رمان نوش داروی عشق

که دستانش را در هم قفل کرده و به تلویزیون بیمارستان خیره شـده بود،

غرق در افکـارش، به روزی برگشت که جواب کنکورش را گرفتـه بود

 “خـودش هم نفهمـیـد چطور از کـافی‌نت تا خانه را آنقدر سریع رسیـده بود،

از خـوشحالی روی پا بند نبود و هیجان زده انگشتش را روی زنگ در گذاشت و

یادش رفت بردارد با صدای مادر به خـودش آمد و دستش را پایین آورد

  کیه؟ چه خبرتـه؟ مـگـه سرآوردی؟!

 در بازشـد و آرمـین  دستـهایش را به دو طرف لنگـه‌ی در گذاشت و

در چشمان مادرش نگـاه کرد عمـیق و با لبخند…

  تـویی مادر؟! این چه طرز زنگ زدنه؟ تـو مـگـه کلیـد نداری؟

 مادر به آرزوت رسیـدی

 مادر که فراموش کرده بود امروز موعد اعلام نتایج..

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان

بنیامین